آریاناز عباسی فشمی
دبیر سرویس مناطق ویژه
تجارت جهانی: در سواحل جنوبی ایران، جایی که برجهای ساحلی، مراکز خرید و هتلهای پنجستاره سالها نماد رؤیای تبدیل ایران به یک قطب گردشگری منطقهای بودند، چهار ماه رکود و توقف فعالیتهای اقتصادی، تصویری متفاوت از جزیره کیش ترسیم کرد؛ جزیرهای که اقتصاد آن بیش از هر نقطه دیگری در ایران به جریان آزاد گردشگر، تجارت و اعتماد سرمایهگذار وابسته است.
اکنون، در سناریوی یک توافق میان ایران و آمریکا و بازگشت تدریجی ثبات به فضای اقتصادی، پرسش اصلی این نیست که آیا کیش دوباره رونق خواهد گرفت؛ بلکه پرسش این است که چگونه میتواند زمان از دسترفته را جبران کند و جایگاه خود را در رقابت شدید گردشگری منطقه بازپس بگیرد.
چهار ماه توقف؛ هزینه سنگین برای اقتصادی مبتنی بر گردشگر
اقتصاد کیش بر پایه گردشگری و خدمات بنا شده است. برآوردها نشان میدهد در سالهای عادی، این جزیره سالانه حدود دو میلیون گردشگر داخلی و خارجی را جذب میکند. صدها واحد اقامتی، هزاران واحد صنفی، مراکز تفریحی، شرکتهای حملونقل، رستورانها و فعالان حوزه خدمات به حضور مستمر مسافر وابستهاند.
اگر فرض شود متوسط هزینه هر گردشگر در کیش حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان باشد، گردش مالی مستقیم صنعت گردشگری جزیره میتواند سالانه به بیش از ۲۰ تا ۳۰ هزار میلیارد تومان برسد.
در چنین ساختاری، چهار ماه کاهش شدید سفرها و افت فعالیتهای تجاری، تنها به معنی کاهش فروش هتلها نیست؛ بلکه زنجیرهای از مشاغل از رانندگان تاکسی تا فروشندگان بازارهای محلی، شرکتهای خدماتی و نیروی کار فصلی را تحت تأثیر قرار میدهد.
تجربه جزایر گردشگری جهان نشان داده است که بازگشت تقاضا پس از یک شوک سیاسی یا امنیتی، معمولاً به صورت خودکار اتفاق نمیافتد. اعتماد گردشگر باید دوباره ساخته شود و این مسئله نیازمند سیاستگذاری فعال است.
اولویت اول: یک کمپین ملی و بینالمللی برای بازگرداندن اعتماد
بزرگترین اشتباه پس از پایان بحران، انتظار برای بازگشت طبیعی مسافران است.
کیش باید در شش ماه نخست دوران پسا توافق، یک کمپین گسترده بازاریابی را آغاز کند؛ مشابه آنچه کشورهایی مانند امارات پس از بحرانهای منطقهای انجام دادهاند.
این کمپین باید بر سه پیام اصلی تمرکز کند:
امنیت و ثبات جزیره
قیمت رقابتی نسبت به مقاصد منطقه
تجربه گردشگری متفاوت در خلیج فارس
هدف باید بازگشت سریع به سطح دو میلیون گردشگر سالانه و سپس عبور از آن تا حدود سه میلیون گردشگر در افق چند ساله باشد.
اولویت دوم: بسته نجات اقتصادی برای فعالان بخش خصوصی
چهار ماه رکود، بسیاری از کسبوکارهای کیش را با بحران نقدینگی روبهرو خواهد کرد.
در دوران پساتوافق، سازمان منطقه آزاد کیش و دولت باید بستهای فوری شامل موارد زیر را بررسی کنند:
تعویق یا تقسیط اجارههای دولتی و حقوق بهرهبرداری
تخفیف مالیاتی و عوارض محلی
ارائه تسهیلات ارزانقیمت برای بازسازی سرمایه در گردش
حمایت از حفظ اشتغال
هدف این بسته نباید کمک دائمی باشد؛ بلکه باید به کسبوکارها فرصت دهد تا دوره بازگشت گردشگر را پشت سر بگذارند.
اولویت سوم: جذب گردشگر خارجی؛ فرصتی که سالها از دست رفت
کیش در موقعیتی قرار دارد که میتواند به یک رقیب منطقهای برای مقاصدی مانند دبی، دوحه و مسقط تبدیل شود؛ اما این هدف تنها با ساخت هتلهای جدید محقق نمیشود.
پسا توافق میتواند فرصتهایی ایجاد کند؛ از جمله:
افزایش پروازهای بینالمللی
ورود شرکتهای هواپیمایی جدید
همکاری با برندهای بینالمللی هتلداری
جذب سرمایهگذاری خارجی در پروژههای گردشگری
در یک سناریوی خوشبینانه، اگر تنها ۵۰۰ هزار گردشگر خارجی با متوسط هزینه هزار دلار وارد کیش شوند، بیش از ۵۰۰ میلیون دلار درآمد مستقیم ارزی برای جزیره ایجاد خواهد شد.
اولویت چهارم: تبدیل کیش به منطقهای برای زندگی و تجارت، نه فقط سفر
یکی از ضعفهای تاریخی کیش وابستگی بیش از حد به گردشگری کوتاهمدت بوده است.
در دوره جدید, کیش باید مدل اقتصادی خود را متنوع کند و به سمت:
اقتصاد دیجیتال
خدمات مالی بینالمللی
استارتآپها
شرکتهای فناوری
نمایشگاهها و رویدادهای تجاری منطقهای حرکت کند.
جزایری مانند سنگاپور و مراکز اقتصادی مشابه نشان دادهاند که موفقترین مناطق آزاد، آنهایی هستند که گردشگری را با تجارت، فناوری و سرمایهگذاری ترکیب میکنند.
اولویت پنجم: بازنگری در تصویر جهانی کیش
شاید مهمترین دارایی یک مقصد گردشگری، هتلها و مراکز خرید آن نباشد؛ بلکه «تصویری» باشد که در ذهن گردشگر شکل میگیرد.
سالها تحریم و تنش سیاسی، باعث شده کیش با وجود برخورداری از سواحل، زیرساختهای مناسب و قوانین ویژه، کمتر در نقشه گردشگری جهانی دیده شود.
پسا توافق میتواند فرصتی برای یک بازتعریف بزرگ باشد؛ حضور در نمایشگاههای بینالمللی گردشگری، همکاری با آژانسهای خارجی، دعوت از خبرنگاران و اینفلوئنسرهای سفر و ساخت یک برند جهانی برای «Kish Island» باید در اولویت قرار گیرد.
آزمون تاریخی کیش
توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، اگرچه میتواند بسیاری از موانع خارجی را کاهش دهد، اما به تنهایی موتور اقتصاد کیش را روشن نخواهد کرد. جزیره برای جبران ماهها رکود، نیازمند یک برنامه تهاجمی احیای اقتصادی است؛ برنامهای که هم به نجات کسبوکارهای آسیبدیده بپردازد و هم افق جدیدی برای جذب سرمایه و گردشگر ترسیم کند.
کیش در دهههای گذشته بارها رؤیای تبدیل شدن به «دبی ایران» را در سر داشته است. دوران پسا توافق شاید آخرین فرصت بزرگ باشد تا این جزیره از یک مقصد وابسته به سفرهای داخلی، به یک بازیگر واقعی در اقتصاد گردشگری و خدمات خلیج فارس تبدیل شود؛ فرصتی که اگر با سرعت و برنامهریزی همراه نباشد، ممکن است بار دیگر در میان تغییرات سیاسی و رقابت بیرحمانه منطقهای از دست برود.



