تجارت جهانی / فاطمه انصاری / دکترای اقتصاد
مناطق آزاد ایران در حالی همچنان با چالشهایی مانند محدودیت اختیارات مدیریتی، ضعف زیرساختها، نبود برنامههای بلندمدت و فاصله گرفتن از مأموریت اصلی خود مواجهاند که به اعتقاد مهدی نقوی، سرپرست پیشین منطقه آزاد انزلی، راه نجات این مناطق از تغییر جایگاه نهادی آنها میگذرد. او معتقد است تشکیل «معاونت رئیسجمهور در امور مناطق آزاد» میتواند این مناطق را از وابستگی به دستگاههای دولتی و مداخلات بخشی خارج کند. نقوی همچنین بر ضرورت تخصصیسازی مناطق آزاد، تقویت ظرفیتهای بالفعل هر منطقه، جذب سرمایهگذاری و تدوین برنامههای ۱۰ ساله برای مناطقی مانند کیش و انزلی تأکید دارد. او در گفتوگو با «تجارت جهانی» میگوید مناطق آزاد باید دوباره به جایگاه «پیشران توسعه و پایلوت اقتصاد کشور» بازگردند.
به نظر شما مناطق آزاد در دولت چهاردهم تا چه اندازه توانستهاند به مسیر توسعه بازگردند؟ آیا همچنان در یک وضعیت انتقالی و بلاتکلیف قرار دارند؟
من همچنان معتقدم مناطق آزاد باید به صورت یک دستگاه تخصصی زیر نظر مستقیم رئیسجمهور اداره شوند. امروز تعداد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده و در عین حال اختیاراتی که مدیران عامل این مناطق دارند، عملاً تحت تأثیر اختیاراتی است که رئیسجمهور و هیئت وزیران به آنها تفویض کردهاند.
به اعتقاد من، تشکیل یک «معاونت رئیسجمهور در امور مناطق آزاد» میتواند به حل بسیاری از مشکلات این مناطق کمک کند. وقتی شما مناطق آزاد را در ساختار یک دستگاه دولتی مانند وزارت اقتصاد قرار میدهید، گمرک به آنها ایراد میگیرد، مالیات مطالبه میکند، دیوان محاسبات وارد میشود و دستگاههای مختلف هر کدام بخشی از اختیارات آنها را محدود میکنند.
ما نباید دستوپای سیستمی را ببندیم که قرار است سرمایهگذاری را جذب کند. سرمایهای که میتواند به سرزمین اصلی بیاید و سرمایهگذاری کند، باید این امکان را داشته باشد که با مزیتهای مشخص وارد مناطق آزاد شود. هدف اولیه ایجاد مناطق آزاد نیز همین بود.
یعنی از نظر شما مشکل فقط ساختار مدیریتی نیست و مناطق آزاد از فلسفه اصلی خود نیز فاصله گرفتهاند؟
دقیقاً. هدف از ایجاد مناطق آزاد این بود که مناطق کمترتوسعهیافته، توسعه پیدا کنند و این مناطق به عنوان پایلوتی برای صادرات، تولید، صنایع هایتک و فعالیتهای اقتصادی جدید مورد استفاده قرار بگیرند.
اما امروز متأسفانه در برخی موارد مناطق آزاد بیشتر به دروازهای برای واردات تبدیل شدهاند. البته در سرزمین اصلی هم واردات انجام میشود، اما وقتی دولت مزیتهایی را برای تأمین بودجه مناطق آزاد در نظر میگیرد، عملاً فلسفه صادراتمحور بودن این مناطق تضعیف میشود.
به نظر شما آیا مدیریت مناطق آزاد بیش از اندازه بر موضوعاتی مانند خودرو و واردات متمرکز شده است؟
موضوع بسیار فراتر از خودرو است. ما باید اساساً مناطق آزاد را تخصصی کنیم.
امروز تقریباً در نام همه مناطق آزاد عبارت «تجاری، صنعتی و گردشگری» دیده میشود. اما واقعاً کجای ماکو گردشگری است؟ کجای کیش صنعتی است؟ کجای ارس گردشگری است؟
ما باید بر اساس ظرفیت واقعی هر منطقه تصمیم بگیریم. مثلاً کیش میتواند منطقهای با محوریت گردشگری و تجارت باشد و همان ظرفیتها را تقویت کنیم.
در منطقه آزاد انزلی نیز وزارت میراث فرهنگی و گردشگری میتواند برای افرادی که قصد ساخت هتل یا ایجاد تأسیسات گردشگری دارند، تسهیلات کمبهره در نظر بگیرد. باید ظرفیت بالفعل هر منطقه را شناسایی کنیم و آن را به ظرفیت مولد و اقتصادی تبدیل کنیم.
متأسفانه هنوز در این زمینه کار جدی و منسجمی انجام نشده است.
یکی از مشکلاتی که مطرح میکنید، محدود بودن اختیارات مدیران مناطق آزاد است. این مشکل دقیقاً از کجا ناشی میشود؟
مدیران عامل و اعضای هیئتمدیره مناطق آزاد عملاً نمیتوانند از تمام اختیاراتی که قانون برای آنها در نظر گرفته استفاده کنند؛ چون ساختار موجود اجازه نمیدهد این اختیارات به شکل مؤثر اعمال شود.
الان مدیرعامل یک منطقه آزاد با سازوکاری منصوب میشود که رئیسجمهور، معاون اول و هیئت وزیران در آن نقش دارند. از طرف دیگر، دبیر شورای عالی مناطق آزاد را وزیر اقتصاد منصوب میکند.
در حالی که دبیر مناطق آزاد باید بتواند هماهنگی ایجاد کند، مدیرعامل معرفی کند و در صورت نیاز مدیرعامل را جابهجا کند، خودش زیرمجموعه ساختاری قرار گرفته که اختیاراتش را محدود میکند.
به همین دلیل معتقدم تا زمانی که معاونت رئیسجمهور در امور مناطق آزاد تشکیل نشود، این مناطق همچنان زیر یوق وزارت اقتصاد باقی میمانند.
اگر بخواهید یک نسخه مشخص برای خروج مناطق آزاد از وضعیت فعلی ارائه کنید، مهمترین اقدام چیست؟
رئیسجمهور این اختیار را دارد که معاونت رئیسجمهور در امور مناطق آزاد را تشکیل دهد. این میتواند یکی از مهمترین اقدامات برای نجات مناطق آزاد باشد.
در دنیا، معمولاً نزدیکترین افراد به رئیسجمهور متولی مناطق آزاد هستند، چون این مناطق نیازمند هماهنگی مستقیم با وزارتخانهها و دستگاههای مختلف هستند.
خوشبختانه در ساختار فعلی نیز افرادی حضور دارند که تجربه مناطق آزاد را دارند. آقای فرزانه در گذشته در مناطق آزاد فعالیت داشته و عملکردشان در دوره مدیریتشان مثبت بود. آقای مسرور نیز تجربه مستقیم و قابل توجهی در این حوزه دارد. من چند سال به صورت مستقیم با ایشان کار کردم و در هیئتمدیره نیز در کنار ایشان بودم.
شما تجربه مدیریت در منطقه آزاد انزلی را داشتهاید. فکر میکنید این منطقه امروز بیش از هر چیز به چه چیزی نیاز دارد؟
من حدود ۱۰ سال در منطقه آزاد انزلی حضور داشتم. زمانی که با آقای مسرور وارد منطقه شدیم، برنامهای مدون برای منطقه تدوین کردیم، پیشبینیهای لازم را انجام دادیم و از مشاوران استفاده کردیم.
یکی از مهمترین ظرفیتهای انزلی، گردشگری است. این منطقه سالانه میلیونها گردشگر دارد، اما هنوز در حوزه اقامت با مشکل جدی مواجه است.
امروز گردشگر یا به مهمانسرا میرود، یا هتل، یا ویلا اجاره میکند. اما اگر یک برنامه مشخص برای توسعه بومگردی، هتل و زیرساختهای اقامتی تدوین شود و برای سرمایهگذاران تسهیلات کمبهره در نظر بگیرند، ظرفیت گردشگری انزلی میتواند چند برابر شود.
وزارت میراث فرهنگی و گردشگری باید با منطقه آزاد انزلی و سایر مناطق دارای ظرفیت گردشگری هماهنگ شود و برای ساخت هتل و توسعه زیرساختهای گردشگری برنامه داشته باشد.
وضعیت زیرساختهای گردشگری در منطقه آزاد انزلی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در استان گیلان تعداد هتلهای مناسب بسیار محدود است و در خود منطقه آزاد انزلی نیز کمبود جدی در این زمینه وجود دارد. حتی ساختمانهای معمولی چندطبقه را به عنوان هتل استفاده میکنند.
این وضعیت باید تغییر کند. اگر دولت جدید بخواهد تحول ایجاد کند، باید هم سرمایهگذاری را افزایش دهد و هم محدودیتها را کاهش دهد.
برای رسیدن به این هدف، آیا صرفاً تغییر مدیران کافی است؟
خیر. ما نیازمند یک برنامه مدون و بلندمدت هستیم.
مناطق آزاد به دلیل مساحت محدود، ظرفیت پایلوت بودن و ساختار متفاوتشان، میتوانند خیلی سریعتر از شهرها و استانها برنامه توسعه مشخص داشته باشند.
ما اساتید دانشگاه و متخصصان زیادی داریم که سالها در حوزه مناطق آزاد فعالیت کردهاند. مدیران عامل سابق، اعضای هیئتمدیره و کارشناسان باتجربهای داریم که باید از آنها استفاده شود.
مثلاً اگر ۱۰ نفر تاکنون مدیرعامل کیش بودهاند، باید از آنها دعوت کنیم و بپرسیم ظرفیتهای واقعی کیش چیست؟ چه مشکلاتی دارد؟ چه زیرساختهایی نیاز دارد؟
بعد باید این دیدگاهها جمعبندی و اولویتبندی شود و بر اساس ظرفیت هر منطقه، یک برنامه مشخص تدوین شود.
مثلاً بگوییم این، «برنامه ۱۰ ساله توسعه گردشگری کیش» است و برنامه دیگری برای توسعه تجاری کیش داشته باشیم.
یعنی معتقدید مناطق آزاد باید از برنامههای کوتاهمدت فاصله بگیرند؟
دقیقاً. متأسفانه یکی از مشکلات جدی مناطق آزاد، برنامههای زودبازده و تغییر مسیر با تغییر مدیران است.
در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، وقتی یک برنامه بلندمدت تدوین میشود، با تغییر نخستوزیر یا رئیسجمهور، مسیر توسعه کشور تغییر نمیکند؛ دولت بعدی همان مسیر را ادامه میدهد.
مناطق آزاد هم باید همینگونه اداره شوند. پروژههای نیمهتمام باید تکمیل شوند و برنامههای بلندمدت نباید با تغییر مدیران کنار گذاشته شوند.
پس اگر بخواهید در یک جمله مهمترین مطالبه خود را از دولت مطرح کنید، چه میگویید؟
اگر یک نفر به عنوان معاون رئیسجمهور در امور مناطق آزاد منصوب شود که بتواند مستقیماً با وزیران ارتباط داشته باشد و از اختیارات قانونی مناطق آزاد به درستی استفاده کند، بخش بزرگی از مشکلات قابل حل.
مناطق آزاد ظرفیت، امکانات، نیروی انسانی و پروژههای لازم را دارند. چیزی که کم دارند، پشتیبانی و یک مدیریت منسجم، قدرتمند و فرابخشی است.
