شقایق محمدی
حقوقدان و تحلیلگر مناطق آزاد
منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی قصرشیرین هنوز یکی از ظرفیتهای کمتر دیدهشده در جغرافیای تجارت بینالملل ایران است؛ منطقهای که اگرچه تازه وارد مرحله اجرایی شده، اما برخلاف بسیاری از مناطق آزاد کشور، برای یافتن بازار هدف خود نیازی به جستوجوی طولانی ندارد. بازار عراق درست در چند کیلومتری آن قرار گرفته و دو مرز مهم پرویزخان و خسروی، این منطقه را به نقطهای کمنظیر برای اتصال ایران به اقلیم کردستان و بخشهایی از عراق تبدیل کردهاند.
قصرشیرین در واقع میتواند از یک «مرز عبور کالا» به یک «پلتفرم تجارت منطقهای» تبدیل شود. مرز پرویزخان سالهاست یکی از مسیرهای مهم صادرات ایران به عراق است و حجم قابلتوجهی از کالا و ترانزیت از این گذرگاه عبور میکند. با این حال، ظرفیت مغفول قصرشیرین دقیقاً در همینجاست: ارزشآفرینی پیش از مرز و پس از مرز.
این منطقه میتواند محل استقرار شرکتهای صادراتی، دفاتر بازرگانی، مراکز توزیع، انبارهای تخصصی، سردخانهها، پایانههای صادراتی و شرکتهای لجستیکی باشد؛ بهگونهای که کالاهای ایرانی پیش از ورود به بازار عراق در قصرشیرین تجمیع، بستهبندی، استانداردسازی و آماده صادرات شوند. در سوی دیگر نیز میتوان از این منطقه برای واردات مواد اولیه، فرآوری و صادرات مجدد استفاده کرد.
ظرفیت دیگر، تبدیل قصرشیرین به هاب توزیع کالا در غرب ایران و عراق است. نزدیکی پرویزخان به اقلیم کردستان و دسترسی خسروی به مسیرهای منتهی به بغداد، به این منطقه امکان میدهد همزمان با دو بازار متفاوت کار کند: بازار اقلیم و بازار عراق مرکزی. چنین موقعیتی میتواند قصرشیرین را به نقطه اتصال شبکهای از تولیدکنندگان ایرانی با توزیعکنندگان و عمدهفروشان عراقی تبدیل کند.
از سوی دیگر، کشاورزی، شیلات، محصولات غذایی و صنایع تبدیلی نیز میتوانند بخشی از موتور تجارت خارجی منطقه باشند. قصرشیرین در حوزههایی مانند کشاورزی و تولید محصولات قابل صادرات مزیتهایی دارد و ایجاد پایانه صادراتی محصولات کشاورزی میتواند حلقه مفقوده میان تولید منطقه و بازار عراق باشد.
ظرفیت وارداتی منطقه نیز میتواند نه صرفاً یک امتیاز تجاری، بلکه فرصتی برای شکلگیری اکوسیستم جدیدی از بازرگانان، سرمایهگذاران و شرکتهای خدمات تجارت بینالملل در قصرشیرین باشد. در این مدل، واردات میتواند در خدمت تولید، تأمین مواد اولیه، توزیع منطقهای و صادرات مجدد قرار گیرد.
با این حال، تحقق این ظرفیتها به یک شرط اساسی وابسته است: قصرشیرین نباید به «منطقه آزاد واردات» تقلیل پیدا کند. مزیت اصلی آن در تولید، صادرات، لجستیک، صادرات مجدد، خدمات بازرگانی و دسترسی مستقیم به بازار عراق است. اگر این مزیتها در کنار زیرساختهای گمرکی و حملونقل توسعه پیدا کنند، قصرشیرین میتواند از یک نقطه مرزی به یکی از دروازههای اصلی تجارت ایران با عراق و حتی یک هاب تجاری میان ایران، اقلیم کردستان و بازار عراق تبدیل شود.
مسئله امروز قصرشیرین، کمبود ظرفیت نیست؛کمبود نگاه بینالمللی به ظرفیتهای موجود است.
